آموزش ، وب ، الکترونیک ، کامپیوتر

آموزش ، وب ، الکترونیک ، کامپیوتر ، هنر ، موفقیت

پیوندهای روزانه

شما هم اگر میخواهید تلویزیون سه‌بعدی بخرید ، یا یکی از آن‌ها را دارید؛ وقت آن است تا از این تکنولوژی نهایت استفاده را بکنید و از آن لذت را ببرید و بهترین فیلم‌ها و انیمیشن های سه‌بعدی تاریخ سینما را تماشا کنید . با ما همراه باشید :)



تعداد زیادی فیلم‌ و انیمیشن سه‌بعدی ساخته شده ، که تصمیم‌گیری برای انتخاب و تماشای آنها سخت است ! 


در این فهرست نگاهی به 17 تا از محبوب‌ترین و سه‌بعدی‌ترین فیلم‌ها و انیمیشن های سینمایی می اندازیم  .


 


1 - ابری با احتمال بارش کوفته‌ قلقلی


Cloudy With a Chance of  Meatballs


انیمیشن‌ها بخش زیادی از این فهرست را به خودشان اختصاص داده‌اند. به خاطر اینکه اصولا برای فیلم‌های CG محور سه‌بعدی شدن خیلی آسان‌تر است و آسان‌تر بودن یعنی خطای کمتر و تجربه‌ای تمیزتر و کم‌نقص‌تر که به  معنای ارائه‌ی یک کار سه‌بعدی بهتر است. 

«ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» قبل از هرچیز یک انیمیشن خوش‌ رنگ‌ و‌ لعاب و خوشمزه است که حالتان را همه‌جوره خوب می‌کند. از کاراکترهای شوخ و شنگ و احساسات‌برانگیزش گرفته تا شهری که از آسمانش چیزبرگر و همبرگر و هات‌داگ و ماکارونی می‌بارد. دیگر خودتان تصور کنید تمام این آشوب‌های رنگارنگِ غذایی با یک بعد بیشتر چه می‌شود! یکی از نکات مثبت این انیمیشن تمرکز فیلم روی عمیق بخشیدن و دوری از نماهای انفجاری به طرف صورت بیننده است .


 

2 - بـالـا - UP



 به همه ثابت شده که فقط پیکسار می‌تواند در یک انیمیشن کودکانه، داستان عشق شیرین پیرمرد و پیرزنی که به مرگی تراژیک می‌انجامد را اینقدر فوق‌العاده تعریف کند. اما تمام اینها تازه شروع داستانِ خیره‌کننده‌ای درباره‌ی ماجراجویی، عشق، از دست دادن و دوستی است که در نهایت به یکی از محشرترین تجربه‌های پیکساری ختم می‌شود. «بالا» اما فقط با در نظر گرفتن خانه‌ای که با بادکنک‌های رنگارنگ به پرواز درآمده و صحنه‌های حماسی زیبایی که در ادامه‌اش می‌آیند، با یک بعد بیشتر و رنگ‌آمیزی‌های اضافه‌ واقعا به پروازی محسورکننده به سوی آسمان تبدیل می‌شود.


 

3- ارواحِ عمق

Ghosts of the Abyss


هرجا حرف از دستاوردهای تکنیکی به میان کشیده شود دست جیمز کامرون در کار است ! کامرون فقط با «آواتار» یکی از بهترین فیلم‌های سه‌بعدی را نساخت، بلکه دوربین‌هایی که برای آن فیلم استفاده شده بودند، نتیجه‌ی دهه‌ها توسعه و امتحان بوده است. کامرون برای یکی از این امتحانات آنها را به اعماق دو مایلی دریا و به دل لاشه‌ی کشتی تایتانیک می‌برد و از عرشه‌های شکسته و کابین‌های جلبک‌بسته‌اش، تصاویر سه‌بعدی به سطح آب می‌آورد. برای طرفداران فیلم «تایتانیک» یا دنبال‌کنندگان تاریخ این واقعه، «ارواح عمق» سفر تصویری اسرارآمیز و قدرتمندی به پادشاهی تاریک زیر آب است. ترکیب ویژگی سه‌بعدی و تصویربرداری‌شده برای نمایشگرهای آی‌مکس، به تجربه‌ی وهم‌آور عجیبی ختم شده است. و از آنجایی که باقی‌مانده‌ی کشتی آهسته آهسته درحال پوسیده شدن و از بین رفتن است، «ارواح عمق» را می‌توان در زمان ناپدید شدن تایتانیک، یادگاری بی‌نقصی از آن دانست.


 


4- ولنتاین خونین من

My Bloody Valentine


وحشت و سه‌بعدی همیشه زندگی مسالمت‌آمیزی با یکدیگر دارد. باید هم این‌طور باشد. چون خلق وحشتِ واقعی فکر و تلاش سختی را می‌طلبد. اما با یک ویژگی سه‌بعدی ساده، می‌توان بدون دردسر و وقت، به هدف رسید و هر ضربه‌ی چاقو را برای ببینده تنش‌آفرین کرد. بازسازی «ولنتاین خونین من» محصول ۱۹۸۱ شاید در جبهه‌ی به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های ترسناک قرار نگیرد، اما یک بی‌مووی دیوانه‌وار سرگرم‌کننده است که در کنار ترس‌های ناگهانی بسیارش، بدون خنده هم نیست. بالاخره در داستانی که یک معدنچی عصبانی با کلنگش می‌خواهد از هرکسی که در شعاع ضرباتش قرار دارد، انتقام بگیرد، غیر از این هم انتظار نمی‌رود. فیلم حتما «هنر» نیست، اما بدون‌شک تجربه‌ی بازیگوشانه‌ی باحالی است.


 


5- هیولاها علیه بیگانگان

Monsters vs. Aliens

فیلم‌های کودکانه‌ی کمی هستند که با ارجاعات فراوانشان به بی‌مووی‌ها و علمی‌-تخیلی‌های دهه‌ی پنجاه، تبدیل به تجربه‌ی چندلایه‌ای شوند که علاوه‌بر جذب کردنِ پیر و جوان، با وجود هیولاهای عجیب و غریب و موجوداتِ رنگارنگشان، برای بچه‌ها هم لذت‌بخش باشند. «هیولاها علیه بیگانگان» در این کار موفق است. اما در قالب سه‌بعدی، فیلم تاثیر محکم‌تری برجای می‌گذارد. از نبردهای بزرگ فیلم بین روبات‌های بیگانه و غول‌ها گرفته تا چشم‌‌انداز نزدیک‌تری به طراحی موجوداتِ آن. «هیولاها علیه بیگانگان» علاوه‌بر استفاده از ویژگی سه‌بعدی برای عمق‌بخشی، به خاطر چندتا صحنه‌ی شوکه‌کننده‌اش هم معروف است.


 


6- قطار قطبی

The Polar Express

« قطار قطبی »،  به عنوان اولین فیلمی که کاملا براساس پرفرمنس‌ کپچر ساخته شده، شناخته می‌شود، شاید فیلم بی‌نقصی نبود، اما مطمئنا جاهای خالی‌اش به خاطر منحصربه‌فرد بودنش قابل‌توجیه است.  قطار قطبی سرشار از صحنه‌های میخکوب‌ کننده‌ شتاب‌گیری قطاری عظیم در  شبی تاریک به سوی قطب شمال است که در قالب سه‌بعدی هرچه بهتر آدم را در آن اتمسفر سرد و هیجان‌انگیز قرار می‌دهد.


 




7- کابوس پیش از کریسمس

The Nightmare Before Christmas

وقتی  تیم برتون و هنری سلیک با هم برخورد کنند، نتیجه‌ چیزی شبیه به « کابوس پیش از کریسمس » می‌شود. سیزده سال بعد از عرضه‌ی اولیه‌اش، ساخته‌ی کلاسیک ایست‌-حرکتی هنری سلیک که براساس داستانی از  تیم برتون ساخته شده، سه‌بعدی شده است. شاید در نگاه نخست فرمت ایست‌-حرکتی ربطی به سه‌بعدی نداشته باشد، اما ترکیب این دو در « کابوس پیش از کریسمس » به‌طرز شگفت‌ انگیزی کار می‌کند. حالا شخصیت‌ها در تعاملات و رقص‌هایشان از صفحه به بیرون پرت می‌شوند و اگر از یک سری مات‌ شدگی‌های زودگذر و کاراکترهایی که شکل کاغذی خودشان را از دست داده‌اند، عبور کنیم، هنوز دنیای گوتیک فیلم و موسیقی درگیر کننده‌ اش از آن کابوسی لذت‌ بخش ساخته‌‌اند.


 




8- بیوولف

Beowulf

زمه‌ کیس یکی از مهم‌ترین پیشگامان و قهرمانانِ تکنولوژی پرفورمنس کپچر است. او در « بیوولف » سراغ یکی از قدیمی‌ترین و حماسی‌ترین داستان‌های زبان انگلیسی رفته و آن را با استفاده از بُرنده‌ ترین تکنولوژی روز به‌شکل اکشن فانتزی عظیمی با یک‌ عالمه ترفندهای سه‌ بعدی باز آفرینی کرده است. خلاصه اینکه « بیوولف » با وجود تصویرسازی‌ های حیرت‌ انگیز  و انیمیشن‌های بی‌نظیرش قصد ندارد با داستان قدیمی‌ اش، پند و اندرز بدهد، بلکه کاری را می‌کند که خیلی از فیلم‌های  اقتباسی از انجام آن عاجزند: سرگرمی ناب . تمام اینها همان لازمه‌هایی است که برای گذراندنِ بعد از ظهری از پشت عینک‌های سه‌ بعدی‌ تان نیاز دارید .


 


9- سفر به مرکز زمین

 Journey to the Center of Earth

یکی دیگر از آن فیلم‌هایی که تماشایش روی مانیتور کامپیوتر یا تبلت وقت‌تان را هدر می‌دهد، اما کافی است یک عینک مخصوص به چشم بزنید تا نظرتان زمین تا آسمان درباره‌‌اش تغییر کند، «سفر به مرکز زمین» است. اریک برویگ، کارگردان فیلم که قبل از کارگردانی با هدف سرگرمی‌ سازی برای خانواده ، متخصص جلوه‌های ویژه بوده، تخصص‌ اصلی‌اش را در «سفر به مرکز زمین» به نمایش می‌گذارد. «سفر به مرکز زمین» در کنار داستان غیرجدی‌اش، به این معروف است که از تمام ترفندهای شناخته‌شده و شناخته‌نشده‌‌ی سه‌بعدی استفاده می‌کند. اگرچه داستان و اکشن‌هایش کاملا قابل‌پیش‌بینی هستند، اما تمام اینها با چنان ذوق و قدرتی با دوربین سه‌بعدی فیلمبرداری شده‌اند که خیلی به کمبودهای فیلم اهمیت نخواهید داد. از افتتاحیه‌ای که شامل تعقیب و گریزی با یک تی‌رکس است گرفته تا شخصیتی که آب‌دهانش را توی دوربین تف می‌کند!


 10- کورالاین  -   Coraline

یکی دیگر از ساخته‌های هنری سلیک در این لیست. داستان پریانی و ترسناکی درباره‌ی دختری که با دنیایی در آنسوی یک آینه مواجه می‌شود که خیلی جذاب‌تر از زندگی واقعی اطرافش است. فیلم از استایل گوتیکِ خیره‌کننده‌ای بهره می‌برد و پُر است از کابوس‌های جالب کودکانه که آن را در آن واحد مورمورکننده و هوشمندانه ساخته و کاری می‌کند تا نتوانید از روی کاراکترهای ایست‌-حرکتی‌اش که از هزاران حالت‌های چهره‌ی مختلف بهره می‌برند و لباس‌های بافتی‌به تن می‌کنند، چشم بردارید. ویژگی سه‌بعدی لایه‌ی واقع‌گرایانه‌تری به فیلم افزوده و کاری می‌کند تا دنیای عجیب فیلم را از نگاه شخصیت اصلی‌اش ببینید. چه وقتی همه‌چیز زییا است و چه وقتی داستان  حالتی شیطانی به خود می‌گیرد!


  

11- راهنمای تربیت اژدها - How to Train Your Dragon


شاید این یکی از معدود دفعاتی بود که استودیوی دریم‌وورکس سعی کرد با ترکیب عالی احساسات واقعی و ماجراجویی‌های نفسگیر، پیکسار را به چالش بکشد. تلاش آنها جواب داد و «راهنمای تربیت اژدها» از ناکجا آباد ظاهر شد و خیلی‌ها را شگفت‌زده کرد. هیجان سواری بر پشت اژدهایی گربه‌مانند که در دل داستانی درباره‌ی دوستی‌های غیرمعمول و پیش‌داوری‌های ناراحت‌کننده جریان دارد، به سرعت پُرطرفدار شد. فیلم اما یکی از تعلیق‌زاترین و بزرگ‌ترین نقاط اوج انمیشن‌های هم‌سبکش را دارد که دل و روده‌تان را به هم گره می‌زند. ویژگی سه‌بعدی سکانس‌های پرواز در دنیای فانتزی فیلم بر پشت اژدها را به مرحله‌ای دیوانه‌وارتر انتقال می‌دهد. شاید هیچ‌وقت موفق به اژدهاسواری نشویم. اما «راهنمای تربیت اژدها» بهترین گزینه‌ی دوم‌مان است!


12- زندگی پای - Life of Pi

اقتباس آنگ لی از روی رُمانِ جادویی یان مارتل تعریف سینما در خیره‌کننده‌ترین لحظاتش است. فیلم در اولین قدم، داستانی هیجان‌انگیز و پُرمعنی است که ذهن‌تان را درگیر مفاهیم فرامتنی‌اش می‌کند. اما مسلما چنین چیزی، آخرین لازمه‌ی یک فیلم سه‌بعدی است. فیلم سه‌بعدی قبل از هرچیز به تصاویر اسرارآمیز و میخکوب‌کننده نیاز دارد و «زندگی پای» در این زمینه کمی و کسری ندارد. و همین آن را به یک تجربه‌ی سه‌بعدی بی‌نقص تبدیل می‌کند که برای لذت بردن از آن لازم نیست انتظارتان را پایین بیاورید. از دریایی طلایی با ماهی‌های پرنده گرفته تا نهنگی که عمق بی‌نهایت اقیانوس را درهم‌ می‌شکند.


 

13- هوگو - Hugo


نامه‌ی عاشقانه‌ی مارتین اسکورسیزی به سینما، ترکیب دل‌انگیزی از ایده‌ها و تکه‌داستان‌های دیدنی است. شاید داستان اصلی درباره‌ی پسر بچه‌ای باشد که در تلاش است تا بدون پدر و مادرش، راهش در این زندگی شلوغ را  پیدا کند. اما اسکورسیزی همین ماجرای کوچک را در هیبت یک بلاک‌باستر سنگین به تصویر می‌کشد. او برداشت شخصی‌اش از پاریس دهه‌ی سی را طوری به روی پرده انتقال داده که واقعا جریان زندگی در آن ایستگاه قطار شلوغ و کوچه‌پس‌کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده‌ی مهتابی شهر را حس می‌کنید. و در هنگام تماشای فیلم در قالب سه‌بعدی امکان ندارد همچون اولین تماشاگران فیلم «ورود قطار به لسیوته» برادران لومیر شوکه نشوید!


 14- پرومتئوس - Prometheus


«پرومتئوس» مطمئنا در زمینه‌ی شخصیت‌پردازی و پرداخت کاراکترهای قابل‌باور حسابی ناامیدکننده است، اما هیچکس نمی‌تواند مفاهیم و ایده‌هایی فوق‌العاده‌ای که در خط داستانی‌اش مطرح می‌شوند را دست‌کم بگیرد. فیلم که یک‌جورهایی از آن می‌توان به عنوان دنباله‌ی «بیگانه» نام برد، یک مایکل فاسبندرِ روبات دارد که بدون‌شک یکی از شرورترین اما جذاب‌ترین هوش مصنوعی‌های سینما لقب می‌گیرد. این را بگذارید کنار محیط‌های اسرارآمیز و ماورایی فیلم که برای انفجار حس اکتشاف بیننده هیچ کم و کسری ندارند. در اینجا ویژگی سه‌بعدی کمک فراوانی می‌کند تا عظمت و وسعتِ دنیای فیلم هرچه بهتر به تماشاگر منتقل شود. و البته سقوط نهایی فضاپیمای «مهندسان» نیاز فیلم‌های سه‌بعدی به وقایع بزرگ را هم برطرف می‌کند.


 


15- داستان اسباب‌بازی ۳ - Toy Story 3


پیکسار اهل  خودنمایی نیست و خودش را درگیر ترفندهای فیلم‌های سه‌بعدی نمی‌کند، پس انتظار نداشته باشید، موقع تماشای نسخه‌ی سه‌بعدی «داستان اسباب‌بازی ۳» شاهد چیزی کاملا دگرگون‌شده باشید، اما با این حال، اضافه کردن ویژگی سه‌بعدی به فیلم‌هایشان، اجازه ورود کمی عمق به آنها را می‌دهد و فیلمِ تقریبا بی‌نقص‌شان را به چیزی غوطه‌ورکننده‌تر تبدیل می‌کند. در حالی که وودی، باز و دار و دسته‌شان درگیر ماجراجویی نهایی‌شان هستند، شما می‌توانید تقریبا خودتان را آنجا در کنارشان حس کنید. هیچ چیز مثل به دست آوردن حس حضور به عنوان یک اسباب‌بازی کوچولو در اتاق اندی لذت‌بخش نیست و البته آماده شدن برای مرگ در دستگاه بازیافت زباله، می‌تواند به همین اندازه هراس‌آور شود. تازه، اگر خجالتی هستید. عینک‌های بزرگ سه‌بعدی وسیله‌ی خوبی برای مخفی کردن اشک‌هایتان در پایان فیلم است!


 16- جاذبه - Gravity

یکی از آثار انگشت‌ شماری که منتقدان یک صدا حالت سه‌بعدی را برای آن واجب خواندند و آن را به عنوان سه-چهارتا فیلمی دانستند که تکنولوژی سه‌بعدی در خدمت داستان و اتمسفرش است. «جاذبه» ساخته‌ی آلفونسو کوآرونِ سابقه‌دار در داستان‌گویی تصویری («فرزندان بشر»)، روایتِ رهایی زنی فضانورد در مدار کره‌ی زمین است. کوآرون و تیمش سال‌ها روی ساخت لوازمی  که واقعا بتوان با استفاده از آنها، غوطه‌وری در فضا را شبیه‌سازی کرد، وقت صرف کردند و نتیجه به چیزی ختم شده  که نمونه ندارد. فیلم همین‌طوری سفری سرگیج‌آور و تنش‌زا است و ویژگی سه‌بعدی چند برابر به قدرت آنها افزوده است. افتتاحیه‌ی طوفانی فیلم را به یاد آورید!


 17- آواتار - Avatar


و باز هم جیمز کامرون .« آواتار » تعریف واقعی ویژگی سه‌ بعدی است. در اینجا خبری از پرتاب اشیا توی صورت‌ تماشاگر یا از این قبیل ترفندهای پیش‌پا افتاده نیست. بلکه ویژگی سه‌بعدی لازمه‌ای برای غوطه‌ورکردن بیننده در سیاره‌ی دورافتاده‌‌ی پُرزرق و برق فیلم است که سر تا پا شگفتی است . «آواتار» یک الگو و مُدل برای فیلم‌های سه‌بعدی است . 





منبع : زومجی

ویرایش : hadi24

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">